پروانگی ...

بـه آسمــان دل بـبـنـــد ...

پروانگی ...

بـه آسمــان دل بـبـنـــد ...

تکلیف

بچه بودیم از تکلیف می ترسیدیم،

بزرگ شدیم از بلاتکلیفی ...


نظرات 4 + ارسال نظر
گلنوش سه‌شنبه 6 تیر 1391 ساعت 11:43 ق.ظ

سلام خوبی هستی جون
سوتی رو داشتی اون بالایی رو پاک کن اثرات امتحانه
یکی باهام حرف زد قاطی کردم
جمله های وبلاگت همه قشنگن عالی عالی
بزرگ شدیم و بلاتکلیفی


سلام گلنوش جون
من خوبم عزیزم ، شما خوبی؟
ای جان ، اشکالی نداره پیش میاد
ممنونم عزیزم لطف داری
امتحانات رو خوب دادی؟ هنوز تموم نشدن؟

گلنوش سه‌شنبه 6 تیر 1391 ساعت 01:13 ب.ظ

سلام
مرسی دوستم منم خوبم
دیروز تموم شد ولی خب هنوز باید دانشگاه برم

خب خدارو شکر
انشاالله که با نمره های عالی قبول بشی
نگران دانشگاه رفتن هم نباش خیلی زود تموم میشه
برات آرزوی موفقیت میکنم عزیزم

هدی سه‌شنبه 6 تیر 1391 ساعت 02:11 ب.ظ http://aftabgardantarin.blogsky.com

بلاتکلیف ... کلمه ای که تا سخت دچارش نشی نمی فهمی طعم تلخش چقدر عذاب آوره ...

دقیقا همینطوره

دریا سه‌شنبه 6 تیر 1391 ساعت 06:06 ب.ظ http://azjensebaran.blogsky.com

چقدر جمله ی پرمفهومی بود......

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد