پروانگی ...

بـه آسمــان دل بـبـنـــد ...

پروانگی ...

بـه آسمــان دل بـبـنـــد ...

دق

می خندم ... !
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد …
می ترسم
شاید ...
شاید دق کرده ام
کسی چه می داند ...


نظرات 5 + ارسال نظر
دریا جمعه 6 مرداد 1391 ساعت 01:22 ب.ظ http://azjensebaran.blogsky.com

ermes جمعه 6 مرداد 1391 ساعت 05:01 ب.ظ http://ermes-3.blogsky.com/

... و متن قشنگت در این بیت جا میشه :

برای من تو دگر مرده ای ، خدا زمین !
مخواه هستی خود را به مردگان بدهم !

بدرود

ممنونم بابت این بیت زیبا

من هم به خدا میسپرمتون

فاطی جمعه 6 مرداد 1391 ساعت 07:07 ب.ظ http://baran761300.blogsky.com

واقعا!!
چه عکس خوشملی!!!



آره عکسش خوشگله

سارا... شنبه 7 مرداد 1391 ساعت 12:57 ق.ظ

سرد شده ام
سرد سرد …

سیما شنبه 7 مرداد 1391 ساعت 01:07 ق.ظ

سرد شدم...
ولی ترس از آتیش زیر خاکستر ی دارم که این سرما رو جهنم کنه...
سرد شدم ولی
به خودم که نمیتونم دروغ بگم... فاصله سردم کرده... ببینمش گُر میگیرم... اَلو میگیرم...
به ظاهر سرد شدم... باور نکن... هنوز زنده ام...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد